على محمدى خراسانى

114

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

بوده يا اين‌كه قبلًا معناى ديگر داشته و الآن منقول شده و معناى جديد دارد ! اينجا جاى اصالة عدم النقل نيست ، زيرا استصحاب قهقرى است و در جاى خود ثابت شده است كه اين استصحاب حجت نيست . 3 . يقين داريم كه در اصل لغت معنايى داشته و يقين هم داريم كه از آن معنا به معناى ديگرى منتقل شده ، ولى در تاريخ نقل شك داريم كه مقدم بر استعمال است يا مؤخر از آن ! يعنى شك ما در اصل نقل نيست . حال قدر مسلم از بناء عقلاء بر اصالة عدم النقل همان صورت اول ( شك در اصل نقل ) است و محل بحث ما صورت سوم است . در اينجا بنايى بر عدم نقل وجود ندارد . اگر كسى مناقشه كند كه شايد در اينجا هم بناء عقلاء باشد خواهيم گفت : احتمال و شايد كافى نيست . بايد بناء عقلايى به نحو قطع و يقين احراز شود ، كه محرز نيست ، و شك در حجيت هم مساوى با عدم حجيت است . پس در فرض شك ، ثمره‌اى ظاهر نشد . حكم اين موارد را بايد از خارج و به دلايل اجتهادى يا اصول عمليه روشن سازيم . امر به تأمل در پايان مسأله ، ناظر به اين نكته است .